counter create hit
مطالب مرتبط:

روایتی کمدی از زندگی امیر کبیر به صحنه می رود

روایتی کمدی از زندگی سردار بزرگ ایران (امیرکبیر) با عنوان «فین جین» به کارگردانی ابوالفضل حاجی علی خانی از نوزدهم فروردین به صحنه عمارت ارغنون می رود. ...

شراره درشتی بیوگرافی و عکس های شراره درشتی و ماجرای ازدواج و فوت همسرش

عکس های شراره درشتی و بیوگرافی این بازیگر شراره درشتی، زاده سال 1354 در شهر تهران است. او بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او سال های پیش فعالیتش را از تئاتر شروع کرد و به دلیل ازدواج با رضا ژیان، فعالیت وی در تئاتر بیشتر شدو پس از فوت همسرش او از ا ...

متن کامل مصاحبه دو ستاره تلویزیون ایران / مهران مدیری و ماجرای عشق عادل فردوسی پور

تهیه کننده و مجری محبوب برنامه نود مهمان آخرین برنامه دورهمی بود و با گفت و گوی جذاب خود ، شبی به یاد ماندنی برای بینندگان رقم زد.

لیاقت ورز مدیر کل روابط عمومی صندوق توسعه ملی شد

رضا لیاقت ورز، مدیرکل حوزه ریاست و روابط عمومی صندوق توسعه ملی شد.

زندگی زناشویی ناموفق، عواقب پنهان کاری چیست؟

جایگاه پنهان کاری بین همسران کجاست؟ آیا شما هم رازی دارید که اگر افشا شود زندگی مشترک تان به خطر بیفتد؟

تاثیر سن بر ازدواج و آینده زوجین

سن مناسب ازدواج دختر و پسر چقدر است و عامل سن در یک ازدواج موفق چقدر تاثیر گذار خواهد بود؟ به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است: یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی. سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مخت ...

آینده دنیا بستگی به روابط ایران و روسیه دارد

سرپرست هیات اندیشکده والدای روسیه گفت: آینده دنیا بستگی به آینده روابط ایران و روسیه دارد.

آشنایی با فیزیوتراپی به سلامت زندگی کمک می کند

دبیر اجرایی بیست و نهمین کنگره سالانه فیزیوتراپی ایران و دومین کنگره بین الملی انجمن فیزیوتراپی ایران، بر لزوم پیشگیری از درمان های بیâمورد، از طریق آشنایی با فیزیوتراپی تاکید کرد. ...

میانگین سنی ازدواج در ایران؛ مردان ۲۷.۳ سال و زنان ۲۲.۸ سال

مهر نوشت: سخنگوی سازمان ثبت احوال، از ثبت ۶۰۸ هزار و ۹۷۷ مورد ازدواج و ۱۷۴ هزار و ۵۹۷ واقعه طلاق در سال گذشته خبر داد.

هر روز یک قدم به سمت زندگی سالم – ۲۰ فروردین

هر روز یک قدم به سمت زندگی سالم – ۲۰ فروردین

سلامتی نصف خوشبختیه . به همین دلیل هم یه آدم رنگی به سلامتیش اهمیت میده. در همین راستا رنگی رنگی هر روز ۲ نکته زندگی سالم میذاره، یکی سلامت جسمی و یکی دیگه سلامت ذهنی. با خوندن و رعایت همین نکته های کوچک به مرور زمان میتونید تغیی ...

نباید برای باج ندادن به آمریکا به روسیه باج دهیم/ روابط کنونی ما با روسیه استراتژیک نیست

نشست «بحران روابط روسیه با غرب و چشم انداز آینده» با حضور حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل روسیه و حمیدرضا عزیزی، استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی، به همت گروه روابط بین الملل انجمن اندیشه و قلم و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. ...

رهبر معظم انقلاب: تعرض به امنیت و حریم مردم در پیام رسان های داخلی «حرام شرعی» است/ متصدیان کار مراقبت کنند تا حریم داخلی زندگی مردم و اسرار آنها محفوظ بماند

رهبر معظم انقلاب با ابراز خرسندی از تبدیل شدن مطالبه ایجاد پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی داخلی به مطالبه ای عمومی، گفتند: مسئولان باید امنیت و حریم داخلی مردم و کشور را حفظ کنند. تعرض به امنیت و حریم داخلی مردم «حرام شرعی» است و نباید انجام شود. ...

رئیس مجلس روسیه: توسعه روابط تجاری و اقتصادی با ایران در دستور کار است

رئیس مجلس روسیه: توسعه روابط تجاری و اقتصادی با ایران در دستور کار است

رئیس مجلس روسیه گفت: ما به دنبال برقراری روابط سازنده با ایران هستیم و دستور کار ما آن است که روابط تجاری و اقتصادی با ایران توسعه یابد.

رازهای زندگی مشترک، معرفی کتاب

لطفا کتابی در مورد معیار انتخاب همسر معرفی کنید.

کاهش رضایت در روابط زناشویی، علتش تولد نوزاده؟

آمارها نشان می دهد که بیش از نیمی از زوجین بعد از تولد نوزادشان، کاهش رضایت در روابط زناشویی را تجربه می کنند.

زندگی زنده یاد بهرام زند در گفتگویی منتشر نشده | سفر در زمان با بهرام زند

در سریال «جنگجویان کوهستان» فقط یک خلاصه داستان هفت صفحه ای داشتیم و باید خودمان دیالوگ می نوشتیم! تمام توانم را برای دوبله کارتون «بچه های مدرسه والت» صرف کردم تفاوت دوبله امروز و آن روزها از زمین تا آسمان است نوشته زندگی زنده یاد بهرام زند در گفتگویی من ...

با عشق زندگی رویای کار و یا ازدواج/ شوهر من بیننده در یک دختر اما..! عکس:

با سودای زندگی رؤیایی با همسن مادرش ازدواج کرد / شوهرم عاشـق یک دختر شده اما..! + عکس

مرد جوان که وارد زندگی رویایی به خارج از کشور, سن مادرش ازدواج به دنبال آشنایی با یک دختر جوان دل بسته بود.مدرن و در عین حال برای پیدا کردن عشق واقعی در زندگی خود راه دادگاه خانواده که ازدواج قبلی پایان. گزارش اخبار در صبح سرد زمستان سرد است. هنگامی که با فایل ها در زمان شعبه 276 به پایان است. منشی دادگاه به اطلاع قاضی گفت که این زن "طلاق با توافق". در نتیجه با قاضی سفارش"غلامرضا احمدی" در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گل ... خوش آمدید به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.   بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید یک طلاق؟"زن جواب داد: "زمان نمی خواهد یک ازدواج مصلحتی است طلاق مجلس است." بلافاصله یک مرد جوان گفت: "همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله...»   و زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.» ...و مرد دوباره گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»     پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به 4 سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و... همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»     اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه 1343 سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هم تازه عروس 50 ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و...»     قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟» مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»   قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟» و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.   قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟» مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»   قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و... را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند. وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»